خرید بک لینک
وقتش رسیده است که با هم دعا کنیمیک کار هم برای رضای خدا کنیم باشد محال جمع نقیضین تا ابدباید حساب خوب و بد از هم جدا کنیم از روی مهر چون نگرفتیم دست همباید ز دست دادن با هم ابا کنیم با قیل و قال، راه به جایی نمیبریمبا مهر میشود که در بسته وا کنیم «عاصم» نمیتوان به سهولت بهشت رفتیک راه دارد آنکه عمل، بیریا کنیممحمد شیران(عاصم اصفهانی) + نوشته شده در جمعه ۵ آبان ۱۴۰۲ ساعت توسط گل سرخ  | 

برچسب: نویسنده: رویا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1402 ساعت: 11:24

چند گوییم از دو زلف و چشم زیبای چو ماهماه را کردند فتح و ما نشسته بین راه راه را از چاه گم کردیم و سرگردان شدیمباید آموزیم راهِ آمدن بیرون ز چاه بعد هر شام سیاهی صبح زیبایی دمیدجانمان بر لب رسید آخر از این شام سیاه ما نگاه مهربانانه کنیم از هم دریغکور دارد در دل خود آرزوی یک نگاهناسپاسی قدر نشناسی ز گوهرهایمانما بسوی قهقرا «عاصم» بَرَد خواهی نخواهمحمدشیران(عاصم اصفهانی) + نوشته شده در جمعه ۵ آبان ۱۴۰۲ ساعت توسط گل سرخ  | 

برچسب: نویسنده: رویا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1402 ساعت: 11:24

رو مگردان تو ز افراد که یک رو دارندهمچو آئینه زلال و رخِ نیکو دارنداتفاق نظر و همدلی از هم سوئی استبجز آن عده که با هم، نظر ِ سو دارندبا هُنر ، با هنر ِ خویش هیاهو نکنداغلبِ بی هنرانند هیاهو دارندمگر ابروی تو بالای دو چشم است فقط؟همه بالای دو چشمان ِ خود ابرو دارندسر در آوردنِ از کار ِ کسی ممنوع استبر حذر باش از آنان که بسی تودارندحس بویائیِ خود تیز نما ای (عاصم) چونکه بعضی جملاتِ من و ما بودارندمحمد شیران (عاصم) + نوشته شده در یکشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲ ساعت توسط گل سرخ  | 

برچسب: نویسنده: رویا حسینیان تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1402 ساعت: 11:24

صفحه بندی